تبليغاتX
cinemafox
بیوگرافی آمیتا باچان
آمیتا باچان بازیگر افسانه ای هند در یازدهم اكتبر سال 1942 در الله آباد هند متولد شد. پدر او هاروانش
رای باچان یكی از شاعران معروف هند و مادرش تجی باچان نام داشت. آمیتا علاقه فروانی به بازیگری داشت. ....
لطفا ادامه مطلب مراجعه کنید!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 22:57 |
جان فورد (زاده ۱ فوریه ۱۸۹۴ - درگذشته ۳۱ اوت ۱۹۷۳ ) یکی از کارگردان‌های صاحب نام سینمای آمریکا است که بخاطر ساختن فیلم‌های وسترنی چون دلیجان و جویندگان و همچنین به تصویر در آوردن رمان‌های کلاسیک آمریکایی چون خوشه‌های خشم اثر جان اشتاینبک شهرت جهانی یافته‌است.


لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 22:40 |
 زندگینامه ی کامل جانی دپ...

نام :                                        جان کریستوفر دپ سوم


تاریخ تولد :                                ۶.۹.۱۹۶۳


قد:                                          ۱۷۸ سانتی متر

 وزن :                                       ۷۰ کیلو

 محل تولد :                                 اونزبراو – کنتاکی

 مو :                                          قهوه ای – معمولا ژولیده

 چشمها :                                   قهوه ای

 مشاغل:                                   مسوول پمپ بنزین- فروشنده لوازم تحریر – موزیسین – بازیگر

 تاتوها :                                    بازوی راست -  سر سرخپوست

                                              بازوی چپ -  قلب با کلمه betty sue و مثلث واژگون


                                              سه مستطیل روی انگشت اشاره دست راست –


                                              جمجمه و استخوان روی ساعد راست


                                              شکلی شبیه عدد 3 روی دست چپ


                                              کلمه Lilly Rose روی سینه بالای قلب


                                              کلمه Jack و یک پرستو روی ساعد چپ


                                              و دو سه تا خالکوبی دیگه .


اقوام:                                       مادر : بتی سو پالمر


                                              پدر : جان دپ


                                              برادر : دنی


                                              خواهر : کریستی و دبی


وضعیت تاهل :                           طلاق- نامزد- نامزد- نامزد ..... فعلا رابطه ثابت با ونسا پارادی 
                  

لطفا به ادامه مطلب توجه فرمایید...!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 22:36 |

www.softarchive.ir



با نام نیکلاس کوپولا متولد 7 ژانویه 1964 در لانگ بیچ کالیفرنیای آمریکا . برادرزاده فرانسیس فورد کوپولا و دانش آموخته دبیرستان بورلی هیلز، ترک دبیرستان در کلاس یازدهم و آموزش در کنسترواتوار تئاتر آمریکا . آموزش بازیگری با پگی فیوری. کسب سوشهرت در سال 1989 به خاطر بلعیدن سوسیییس زنده برای فیلم بوسه خون آشام . برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از سوی منتقدان نیویورک ،برنده جایزه بهترین بازیگر درام مرد از سوی گلدن کلوب و برنده جایزه اسکار به خاطر ترک لاس وگاس در سال 1995. نیکلاس کیج در نخستین حضورهایش بر روی پرده سینما به صورت مرد دروغگویی ظاهر می شد . ولی هنگامی که در فیلم بزرگ کردن آریزونا خود را به کاریکاتوری تبدیل کرد سبکش به شکل آشکاری دلپذیر شد. کیج از اندامک دراز ،حالت فداکاری جاودانه و مژه های تیره اش نقش کمدی خرگوشی وحشی را ساخت. او در فیلم پیچیده تر ماه زده در نقش قصاب جوانی که عاشق نامزد متارکه کرده برادر بزرگش می شود سبک کمدی اش را توسعه می دهد . سپس کیج با بازی درخشانش در بوسه خون آشام در نقش گرد آورنده ادبی تازه به دوران رسیده که فکر می کند تبدیل به خون آشام شده است ،خویش را پیشر فت می دهد . این گردآورنده ادبی طعمه افتاده اش را بر دل مشغولی نگه می دارد و سرگرم کننده تر می شود . کیج به مسخرگی جیم کری در نقاب متحول می شود ، ولی بدون جلوه های ویژه کیج در قلب وحشی (دیوید لینچ) در نقش دریانوردی معتاد موفقیت چندانی کسب نکرد . او در دهه نود در کمدی سبکس ،نقش های تحسین برانگیزی ایفا کرد به ویژه با اندرو برگمان بسیار خوب کار کرد . در ماه عسل در لاس وگاس او نقش جک سینگری مردی است که نامزدش را در بازی پوکر از دست  می دهد و بر وحشتش از ازدواج چیره می شود.

کیج همچنین در نقش آرام تری از پلیسی که متاهل که بلیت بخت آزمایی برنده ای را به انعام پیش خدمتی می دهد در فیلم می توانست برای شما اتفاق افتاده باشد به خوبی ظاهر می شود داستان فیلم از این قرار است این پلیس آرام برای  نوشیدن چای وارد رستورانی می شود هنگام پرداخت صورت حساب می بیند که همسرش که زن عقده ای هم بوده تمام پولهایش را برداشته وپیش خدمت این را می گوید که فردا هر مقدار پولی به دستم امد مقداری از آن به تو می دهم و از قضا شب همان  در قرعه کشی ده میلیون را برنده می شود و و مقدار از این پول را به این پیش خدمت می دهد.

و در فیلم  نوآر غرب ردراک اجرای درستی رائه می دهد . به نظر نمی آید که او در این فیلم بازی می کند و ضمن مانند خودش هم به نظر نمی رسد.او روی پرده سینما جا افتاده است و به طور پیوسته مردانه تر و خوشتیب تر می شود گرچه ممکن در اجرایی ناشیانه ناتوان باشد.

بالاخرا در ترک لاس وگاس او این امکان را یافت که حقیقتا به عمق مهارت کار کمدی اش برسد .  او دراین فیلم نقش بن ساندرسون را ایفا می کند . بن ساندرسون نویسنده نوشخواره ای است که هالیوود را به قصد لاس وگاس ترک می کند تا سر حد مرگ نوشخوارگی می کند . کیج بدون زیر پا گذاشتن شخصیت بن به ما نشان می دهد که چگونه از میان گریزهایش نگاه کنیم . کیج مدت زمان زیادی است که هیجان انگیز ترین بازیگر جوان سینمای آمریکاست . با ترک لاس وگاس پرشورترین هم شده است

+ نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 22:26 |

فیلم سنتوری فیلمی که هرگز اکران نشد!
دوستان بنده قصد دارم تا زین پس در وبلاگم کمی بیشتر از فیلمهای ایرانی سخن به میان آورم پس امروز به سراغ تهیه مطلب در مورد فیلم سنتوری شاهکار داریوش مهرجویی میروم تا با دید خودم به فیلم مطالب هر چند مختصر بیان کنم.
با امید این که به مذاقتان خوش بیاید.
لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 18:47 |
کارگردان: مایکل رادفورد.
فیلمنامه: ادوارد اندرسون. موسیقی: استیون واربک. مدیر فیلمبرداری: ریچارد کریترکس. تدوین: پیتر بویل. طراح صحنه: سوفی بکر.
بازیگران: مایکل کین[آقای هابز]، دمی مور[لورا کویین]، لامبرت ویلسون[فینچ]، جاس آکلند[سر میلیتون اشتنکرافت]، ناتانیل پارکر[اولی]، دیوید هنری[سر ادموند گاتفرید]، نیکلاس جونز[جمیسون]، جاناتان آریس[بویل]، سایمون دی[بولند]، کنستانتین گرگوری[دیمیتریف]، درن نسبیت[سینکلر]، بن رایتون[برایان]، کوآن ویلیس[لویس].
مدت :١٠٠ و ١٠٨ دقیقه. محصول ٢٠٠٧ انگلستان.

خلاصه فيلم
دهه ١٩٦٠ لندن. لورا کوئین از کارمندان بالا رتبه کمپانی لاندن دایموند است. لورا خود را وقف کارش کرده تا بتواند روزی به عنوان اولین مدیر ارشد زن این کمپانی بزرگ منصوب شود....
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 17:27 |
زندگینامه کلینت ایستوود در ادامه مطلب!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 17:18 |

بيوگرافي مت ديمون _ matt damon« متیو پیگ دیمون » 8 اکتبر 1970 در منطقه کمبریج ، در ماسا چوست و در خانواده ای با ریشه های انگلیسی ، اسکاتلندی و فنلاندی به دنیا آمد . پدرش ( کنت تلفر ) بانکدار و تنظیم کننده برگه های مالیاتی و مادرش ( نانسی کارلسون ) استاد دانشگاه « لسلی » در رشته های مرتبط با آموزش و پرورش و متخصص آموزش خردسالان بود . برادرش ( کایل) نیز که سه سال از او بزرگتر است . در حال حاضر به کار مجسمه سازی مشغول است .

 

 

 

 

 

 

بقیه در ادامه مطلب!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 17:15 |
سیلوستراستالونه:
محل تولد:امریکا
سال تولد:1946

سیلوستر استالونه:
محل تولد:امریکا
سال تولد:1946
همسر:جنیفر فلاوین تالیتا شر
فرزندچهارم خانواده

بقیه در ادامه مطلب!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 17:7 |
از آنجا که بنده همیشه به بازیگران افسانه ای سینما علاقه و ارادت داشته ام ،دوست دارم تادر وبلاگم هر چند مختصرباشد اما حرفی از آن بزرگان به میان آورده باشم از این رو این بار برایتان زندگینامه هنرپیشه فقید هامفری بوگارت را تدارک دیده ام.

هامفری دیفارست بوگارت (به انگلیسی: Humphrey Bogart) هنرپیشه و تهیه‌کننده آمریکایی بود.

نام مستعار وی بوگی (Bogey/Bogie) بود.

بقیه مطلب در ادامه مطلب!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 17:2 |

فدریکو فلینی

فدریکو فلینی (به ایتالیایی: Federico Fellini) (زادروز: بیستم ژانویه۱۹۲۰ -درگذشت سی و یکم اکتبر ۱۹۹۳) فیلمنامه نویس و کارگردان ایتالیایی است. وی یکی از نامداران سینمای ایتالیا است که برای شیوه ی ویژه اش در آمیزش انگاره های رویاگون و فراهنگام بارز شده است. ارجمندترین فیلم او، ½۸هشت و نیم با بازی مارچلو ماستریانی است. «هشت و نیم» برنده دو جایزه اسکار بهترین فیلم برونگان و بهترین بازیگردانی در سال ۱۹۶۳ شد.

فهرست مندرجات

  • ۱ زندگی
    • ۱.۱ فیلم های سبک نوشدایی neorealist
    • ۱.۲ فیلم های سبک ویژه
    • ۱.۳ فیلم های افت
  • ۲ داوری
  • ۳ آثار
  • ۴ پانویس‌ها
  • ۵ پیوند به بیرون

 زندگی

فدریکو فلینی در سال ۱۹۲۰ در خانواده ای میانه نوا در ری مینی Rimini زاده شد.پدرش اوربانو فلینی Urbano Fellini فروشنده ی دوره گرد وکلان فروش بود و مادرش آیدا باربیانی Ida Barbiani زنی بود خانواده دوست و خانه دار. فدریکو از هنگام کودکی شیفته ی بازیگرانی بود که در نمایش بازی ها vaudeville و گرده چادر circus هنرنمایی می کردند. در پس ازها یادهای این دیدشن ها بر فیلم هایش هنایش بسیار گذاشت. همچنین آموزش او در دبستان دینی کاتولیک از دیگر هنایش ها بود که به فیلم هایش هوایی خرده گیر از کلیسا و با این همه سرشار از روان آشایی spiritual می بخشید


در باره ی ری مینی فلینی نوشته اند: "ری مینی آب وهوای عجیبی دارد باد و بوران و مه و بارانهای ناگهانی از ویژگی های آب و هوای آنجاست. مردمش خرافاتی و متعصب هستند با آداب و رسومی عجیب، و تشریفات و سنن مذهبی با شکوه که فراوان در آنجا اجرا می شود... علاوه بر اینها شهر دارای حالتی بسیار اسرار آمیز است . همه جای شهر علایم تاریخ بیزانتن به چشم می خورد. و آنسوی آبها ، سواحل ابری ، دریای مرموز و خانه های سنگی واقع شده است. و آنها که بیوگرافی فلینی را می نویسند جوان کنجکاو جستجو گری را به ما می شناسانند که در امتداد ساحل قدم می زند - در میخانه ها شراب می نوشد - و ساعت ها در ایستگاه راه آهن مسافرین را به نظاره می نشیند- گاهی برای مجلات کاریکاتور می کشد - زمانی دلقک سیرک می شود و هر از گاه داستانهای بی شرمانه را در مجلات به چاپ می رساند."  وی پس از کوتاه هنگامی گزارشگری از تبه کاری ها در ششم فوریه ۱۹۳۸ نخستین شوخ انگاره ی caricature خویش را در روزنامه ی دومینیکا دل کوریه Domenica del Corrier به چاپ رساند.در همان سال از زادگاهش به سوی فلورانس و رم رهسپار می شود.
همکاری او با سینما با نوشتن خنده آورانه هایی برای هنرپیشه یی بنام آلدو فابریزی Aldo Fabrizi آغاز شد. در ۱۹۴۳ با جولیتا مسینا Giulietta Masina همسری گرفت. جولیتا در چندین فیلم او بازی کرد و فلینی او را والاترین مند هنری خویش نامیده است.

 فیلم های سبک نوشدایی neorealist

در ۱۹۴۵ فابریزی فلینی را به کادگردان نامدار و ارجمند روبرتو روسلینی Roberto Rosselini شناساند.روسیلینی اورا در نوشتن فیلمنامه یی از کارزار رزمندگان ریرزمینی ایتالیا در برابر نیروهای آلمان نازی، بنام رم شهر بی دفاع Roma, Citta Aperta به یاری گرفت و همچنین او رابه دستیار کارگرانی برگزید واین فیلمی بارز در "جنبش نو شدایش" neorealist movement بود . در ۱۹۴۸ روسیلینی فیلم شیدایی L'Amore را کارگردانی نمود که بخشی از آن بر پایه داستانی بود به نوشته ی فلینی بنام "شگفتاک" Il Miracolo که در باره ی زنی روستایی (به بازیگری آنا مانیانی Anna Magnani)است که می پندارد ولگردی که او را آبستن نموده (به بازیگری فلینی) سنت جوزف است و او را سرنوشت آنست که عیسی را بزاید وبه چهان آورد. اگرچه "شگفتاک" از دیدسوی سبک شناسی فیلمی نوشدایشی و ساخته ی روسیلینی است وراکه درآن هنایش سبک رازناک و سرودای فلینی بس نمایان است

در سال ۱۹۵۱ با راهنمایی ارته وای technical supervision آلبرتو لاچودا Alberto Lattuada فلینی نخستین کار سینمایی خویش بنام روشنایهای گوناگونه Luci del Varieta را کارگردانی نمود. این فیلم بررسی بس فشرده یی درونی از زندگی بازیگران نمایش بود که پیش نشانی شگرف بوداز شاهکارهای آینده او، با انگاره ها یی از دیدگاه هایی پر از ماتم و تنهایی و افسردکی.
در سال ۱۹۵۲ شیخ سفید Lo Sceicco Bianco را کارگردانی می‌کند، که در آن جهان پوشالی و کم ژرفای ستارگان سینما را با تلخ خند به آزمون میکشد. گرچه این دو فیلم نخستین تماشاگران چندانی را در نمی یابند، وراکه ولگردها I Vitelloni فیلم درپس او آفرین جهانیان را برمی‌انگیزد.فلینی در این فیلم دیدگاه خویش را به جهان دل زده و سرخورده و نابهنجار مردم میان رده ی دور از پایتخت گسترش می دهد تا که ریشه های آفت زده ی رفتار آسیب زای جوانان را کاوش کند.
اگرچه فیلم های نخستین فلینی به آشکاری در مایه ی سبک "نوشدایی" کار شده اند با این همه از همان آغاز دلبستگی و مهر او به کسگان های characters نابخرد و لولی وش نمایان است و به همین گون شیفتگی او به بیهودگی و کژهودگی و سبکسری نشان از سبک ویژه ی او دارند.

 

 فیلم های سبک ویژه

پس از فیلم کوتاه "بنگاه زناشویی" Agenzia Matrimoniale در سال ۱۹۵۳ ، فلینی فیلم "جاده" La Strada را در ۱۹۵۴ کارگردانی نمود که ارجمندی جهانی رابر او به آوند یکی از برترین کارگردان های سال های پس از جنگ دوم جهانی فرا آورد و پاداشن اسکار را برای بهترین فیلم بیگانه درآمریکا دریافت نمود.این فیلم بیاد ماندنی و تکان دهنده داستان دختر جوان پاک وساده یی (جولیتا مسینا) را می گوید که از سوی خانواده ش به گروهی از مردان نیرومند درشتخوی فروخته میشود که بازیگز گرده چادر (سیرک)می باشند. این فیلم با بکارگیری دیدسارهای فرا شدایی surreal scenes از سبک نوشدایی دوری می گرفت. "جاده" در سبک سرودا و نمادین فلینی پیام آور رهسپاری دو دلباخته ی همراه و ناهموار بسوی رستاخیز شان بود. آهنگ زمینه ی فیلم را نینو روتا Nino Rota ساخته بود که هنایش نگاره های فیلم را دوچندان می نمود. همکاری روتا با فلینی تا هنگام مرگ روتا در ۱۹۷۹ در پی بود.

در ۱۹۵۵ فلینی "کلاه بردار" Il bidone را ساخت که اگرچه ژرفای اندیشار "جاده" را نداشت وراکه از پرداختی استادانه بهره ور بودو داستان گروهی از خرده کلاه برداران را به خوشوایی و هشیاری می پرداخت. شبهای کابیریاLe Notti di Cabiria ۱۹۵۷ داستان افسون کننده ی زندگی یک روسپی ( با بازی جولیتا مسینا) بود، که فلینی را به آوند کارگردانی دل وا و شداگر romantic realist استواری داد.

در آغاز دهه ی ۱۹۶۰ فلینی دو شاهکار سینمایی خویش "زندگی شیرین" La Dolce Vita ، و "هشت و نیم" 81/2 را به همراه کار کوتاه خوبش در "بوکاچیو ۷۰"، Boccaccio 70 آفرید. "زندگی شیرین"، ساخته شده در ۱۹۶۰ یک فیلم سه ساعته، چشم انداز گسترده یی از زندگی هموایان ایتالیایی Italian society را از دید یک روزنامه نویس هم هنگام (با بازی مارچلو ماسترویانی ) نشان میداد. در این فیلم فلینی با بکاربری نمادهای دینی از دیدگاه ژزویتها، گندایه و آزردگی های تنانه ، زشت وارها grotesquerie و آدمک های دیوگون دلبستکی خویش را به اینگونه داستان سرایی آشکاره ساخت. او در بخش کوتاهش در "بوکاچیو ۷۰"، ساخته شده در ۱۹۶۲ گره های روانی و پنداشت های تن گرای مردی میانه سال را به پژوهش کشید واین پیش درآمد شاهکار ارزنده اش "هشت و نیم"، ساخته شده در ۱۹۶۳ بود که در آن فلینی زیرکانه سختاک خویش را در گزینش نهاده یی برای فیلم تازه اش به فیلم برمی گرداند و بنابرین نهاده ی "هشت و نیم" پژوهش درسختاک کارگردانی نامداراست که نمی داند برای فیلم آینده ی خود چه نهاده یی برگزیند. مارچلو ماسترویانی در انگارش کارگردان بازیگر نخست فیلم بود.نام "هشت و نیم" گواه آن بود که تا آن هنگام فلینی هفت و نیم فیلم ساخته بود و این تازه ترین فیلم شماره ی هشت و نیم بود-- پیداست که او فیلم های کوتاهش را نیمه فیلم در می شمرد. هشت و نیم پاداشن اسکار دیگری را ربود.
نخستین فیلم رنگی فلینی "جولیتای روان ها" Giulietta a Degli Spiriti در سال ۱۹۶۵ تلاشی بود پیشرفته در هنگام، واز این روی ارج ناگرفته. این فیلم به پژوهش در زندگی همسرش جولیتا مسینا می پردازد که در این هنگام از اوج هنری به پایین افتاده و با سختی هایی در زندگی گریبانگیر ست. جولیتا مسینا خود بازی نخست فیلم را به گار می گیرد. فلینی در ین فیلم هوایی زن سوی گرا feminist دارد وراکه بازکاوان فیلم بر درونگرایی او خرده گرفتند،و از پذیرایی فیلم سر باز زدند.
ساتیریکون فلینی Fellini Satyricon ساخته شده در ۱۹۶۹ را بسیاری از بازکاوان آژده ی اوج کارهای او میدانند. "ساتیریکون فلینی اقتباسی است از داستانی به همین نام از تیتوس پترونیوس آربیتر Titus Petronius Arbiter واژه ی ساتیریکون لغت لاتینیزه Satyr به معنای دیر شهوتران میباشد و اگر همین Satyr را به صورت Satiric بنویسیم معنایش اثر هجوآلود و انتقادی خواهد بود و ساتیریکون فلینی واجد این هر دو معناست." [۵] در "ساتیریکون" و "جولیتای روان ها" فلینی از داستان گویی درسپاری یک راستا سر باز زد. به ویژه ساتریکون آمیزه ایست در هم از انگاره های مالیخولیایی. سرشار از انگارهای زشت و اندام های برهنه در پتیارگی با زیبایی. او این شیوه ی نا به آهنگ را که تهی از مردمی و به دور از آشاوانی وزیبایی چشم اندازهای فیلم های پیشین اش بود در دو فیلم دیگر خود دلقک ها I Clowns، ۱۹۷۰ و رم فلینی ۱۹۷۲ Fellini Roma دنباله گیری نمود بیاد میآرم Amarcord فرجام فیلم های ارزنده ی او بود که نشان از بازگشت او به نپتر مردمی و دوستی بود. او در این فیلم با مهربانی ری مینی روزگاران خردسالی را یاد میکند و همه ی فیلم از خوشخندی سازگار و آسوده پر بارست. ابن فیلم پادشن اسکاری دیگررا به آوند بهترین فیلم نا انگلیسی زبان دریافت می‌کند.

 فیلم های افت

پس از "بیاد میآرم" فیلم های فلینی آن تازگی و تری پیشین را نداشت. بازکاوان فیلم های او را بخودشیفته و سرد می یافتند و چنین مینمود که او دیگر چیزی برای گفتن نداشت. "کازانوای فلینی"، Fellini's Casanova ساخته شده در ۱۹۷۶ نمونه ی بارزی از این رده بود. اگرچه فیلم پسینه "و کشتی همچنان رهسپارست"And the Ship Sails On ، ساخته شده در۱۹۸۴ نیز از همین کمبود در رنج بود با این همه هنوز یادمان شیفتگی او برای آفرینش تن واهای رخشان و رنگ آمیز برجای مانده بود. "جینجر و فرد" Ginger and Fred در ۱۹۸۶ با بازی ماسترویانی و مسینا در انگاره ی دو پای فشان پیر به همین روی با خرده گیری رویاروی شد.

او در ۱۹۸۷ فیلم "میان دیدانداز" Intervista را چون کارنامه ی هنری خویش به فیلم آورد."میان دیدانداز" فیلمی درون فیلم بود که در چارچوبی فرا شدا یادآور کارهای گذشته او بود. در همان هنگام که بر پایه ی داستان فلینی برآنست که آمریکای کافکا را به پرده آورد یک گروه فیلم ساز ژاپنی از هر چنبش او فیلم میگیرد این ساختار به او پروا می دهد تا باهوایی اندوهناک گذشته ها را یاد آورد وبه داوری کارهایش بنشیند. آوای ماه Voice of the Moon در۱۹۹۰ فرچامین فیلم او بود که بر پایه ها ی داوری بازکاوان فرا شدا ترین surreal فیلم او و سرشار بود از یادمان های غریب و پر اندوه و اندیشار هایی در سررسید هنگام.فلینی در ۱۹۹۳ پاداشن اسکار را برای دستاوردهای زندگی سینمایی اش دریافت نمود.ِدر پایان همانسال آفندی بزرگ قلب او را از تپش باز داشت.

 داوری

فدریکو فلینی در ستایش است برای جرات بینش، و شیفتگی و شادنودی آنی و هم هنگام، بااین همه فیلمهای او در بهترین دید سرشارند از نودشی ناب وکه تابانی درخشان زمینه شان هماهنگ است با هشیاری و بخردش آشکار شان. شاهکارهای فلینی در دهه های ۱۹۵۰ تا نخستین سالهای ۱۹۷۰ به پذیرش و پذیرایی آمدند.و او به آوند سینماگری نوآور و آفریدگار شناخته شد.

 آثار

  • شیخ سفید
  • ولگردها
  • جاده (La Strada)
  • شبهای کابیریا
  • آمارکود
  • زندگی شیرین
  • جوليتای ارواح
  • ساتريکورن فلینی
  • دلقکها
  • شهر زنان
  • و کشتی به راهش ادامه می‌دهد
  • جینجر و فرد
+ نوشته شده توسط سجاد در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 14:22 |
سر آلفرد جوزف هیچکاک (زاده ۱۸۹۹ میلادی - درگذشته ۱۹۸۰). کارگردانی انگلیسی که فعالیت عمده‌اش در امریکا بود. هیچکاک بیشتر در زمینه فیلم‌های معمایی و دلهره‌آور فعالیت داشت. او که در آلمان تحت تأثیر سبک هیجان‌نمایی (اکپرسیونیسم) قرار گرفته بود در انگلیس آغاز به کارگردانی نمود و از سال ۱۹۳۹ در امریکا به فعالیت پرداخت. هیچکاک طی شش دهه در ساخت بیش از پنجاه فیلم شرکت داشت (از فیلم‌های صامت تا فیلم‌های تکنی‌کالر) تا امروز به عنوان یکی از سرشناس ترین و محبوب ترین کارگردانان فیلم‌های سینمایی شناخته می‌شود. یکی از ویژگی های بارز فیلم های آلفرد هیچکاک این است که خود او در همه‌ی فیلم هایش در یک صحنه، حتی بسیار کوتاه به عنوان بازیگر حضور دارد.

ادامه مطلب!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 22:21 |
نگاهی به سه انیمیشن پرفروش سال

wALL-E
بدون شک وال ای را باید بهترین انیمیشن سال دانست . کاری که حتی با نمایش تیزر های تبلیغاتی اش همه متوجه ظهور یک کلاس و سبک جدید در میان انیمیشن ها شدندو این کار سنگ محکی خواهد بود برای سایر کارهای این حوزه .مشتاقان زیادی منتظر نمایش عمومی آن بودندو همکاری دو شرکت بزرگ انیمیشن سازی در زمینه ی انیمیشن به همراه کاراکتری دوست داشتنی و داستان بکر و ناب و کیفیت بالای تصاویر همه عواملی شدند که موفقیت فیلم را قبل از اکران تضمین می کرد. و فروش بالای آن نیز پاسخی بود به این عومل .کار بسیار کم نقص است . و چیزی به عنوان دیالوگ برای شخصیت اول فیلم وجود ندارد. بدون کلمه ای صحبت کردن وال ای توانست بهترین احساسات را به ساده ترین شکل ممکن و زیباترین نوع نمایش دهد چیزی که خیلی ها در یک فیلم نمی توانند آن را به نمایش بگذارند.

KUNG GU PANDA
دومین انیمیشن پر فروش سال و شاید پر سر و صدا ترین آنها در چند سال اخیر . فیلمی که بسیار پر سر و صدا تر از بسیاری از فیلم های هالیوودی و صد البته پر تبلیغ تر از تمام انیمیشن ها سعی در جذب مخاطب کرد. سر و صدا هایی که چندان هم بیهوده نبود کافی است نگاهی به لیست بازیگرانی که در نقش های این انیمیشن شرکت کردند بیندازید تا بفهمید که انیمیشن واقعا پر ستاره است . ذاستین هافمن جک بلک آنجلینا جولی و ...
این بار قهرمان هالیوود نه از لس آنجلس که از روستایی کوهستانی در چین می آید تا  گیشه ها را فتح کند.پاندایی که سعی در پایین کشیدن وال ای داشت و امده بود تا رقیبی باشد برای جایزه ی اسکار. اصولا فیلم برای کودکان ساخته نشده و برای آنها کمی سنگین به نظر می رسد. درجه PG نیز به همین علت است.یک پاندای شرقی با بازیگرانی غربی به خوبی توانست با مخاطبش رابطه برقرار کند و اگر وال ای با احساساتش موفق بود پاندا با شوخی ها و ظنزش موفق شد فروش بالایی داشته باشد.

HORTON

و اما سومین انیمیشن پرفروش امسال را باید مظلوم ترین آنها دانست . هورتون کارش را خیلی خوب انجام داد بی سر و صدا به سینما آمد . مخاطب را راضی کرد و با فروش خوب سینما را ترک کرد..هورتون توانست با داستانش و با قهرمان غیر عادی اش و و دوستان محبوبش توانست موفق باشد . فکر نمی کنم چیزی به جزء یک فیل بزرگ خجالتی ترسو و مهربان و ساده دل میتوانست به خوبی و به تنهایی یک فیلم را رهبری کند و به موفقیت برساند.

در پایان به نظر می رسد کمپانی های سازنده به این نتیجه رسیده اند باید به دنبال داستان هایی باشند که تا حد ممکن از زندگی انسان و شخصیت های اینگونه باشند . تا می توانند فیلم نامه هایی از این دست به دست آورند . حال یا در فضا با وال ای یا در کوهستانهای دور با یک پاندا .  و شاید در پایان اشاره ای به قسمت دوم ماداگاسکار بد نباشد فیلمی که می توانست موفق باشد هر چند که تاکنون نیز فروش  خوبی داشته . اما در نبرد با جیمز باند نمی توان شانس بالایی به الکس و دوستانش داد
+ نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 21:31 |